??? ???????? ?? ?????? ????
شماره خبر : 20597
????? 1/1/1351 ????. ?????? ?? ?? ???? ????????? ??? ????? ???? ????. ????? ??????? ???????? ????? ???. ??? ???? ?? ??? ?????? ?????. ??? ?? ?????? ?????? ???? ? ??? ??? ?? ??? ????????? ?????? ?????. ?? ???? ?? ?????? ????? ?????.

رضا شاهرودي هافبک سابق تيم ملي فوتبال: «بچه‌هاي ما استرس نداشتند و قبول کرده بودند که استراليا تيم خيلي بهتري نسبت به ايران دارد. بي رودربايستي بگويم، فقط براي اين رفته بوديم که کمتر گل بخوريم.»

متولد 1/1/1351 هستم. فوتبال را از محله امام‌زاده حسن تهران شروع کردم. اولين باشگاهم نوجوانان افشين بود. بعد رفتم به تيم جوانان توحيد. بعد به جوانان کشاورز رفتم و پله پله به تيم بزرگسالان کشاورز رسيدم. از بچگي به فوتبال علاقه داشتم. البته به نظرم فوتبال مادرزادي است و به زور نمي‌شود کسي را فوتباليست کني. نمي‌گويم تلاش کردن تاثيري ندارد اما فيزيک بدني و علاقه و اين جور مسائل را نمي‌شود به کسي تحميل کرد. من هم علاقه داشتم و فيزيکم به درد فوتبال مي‌خورد. گرچه فکر نمي‌کردم به اينجا برسم اما تلاشم را کردم. وقتي در رده سني نوجوانان و جوانان بودم مربيانم مي‌گفتند مي‌تواني پله‌هاي ترقي را طي کني. من هم پيشرفت کردم و به تيم ملي رسيدم. از نوجوانان تا بزرگسالان در تيم‌هاي ملي بودم.

علاوه بر تيم ملي نوجوانان، جوانان، اميد و بزرگسالان، در تيم ملي ارتش‌ها هم بازي کرده‌ام. در تيم ملي نوجوانان آقاي بيداريان سرمربي بود. در جوانان آقاي حاج‌رضايي سرمربي‌گري را برعهده داشت. در اميدها هم که چند بار سرمربي عوض شد، آقايان عسکرزاده و حسن حبيبي سرمربي بودند. در تيم ملي بزرگسالان آقايان استانکو، مايلي‌کهن، ايويچ و ... سرمربي بودند. زماني که سرباز بودم هم در تيم ملي ارتش‌ها بازي کردم. آن موقع آقاي مهدي مناجاتي سرمربي بود. ما به مسابقه‌هاي جهاني آفريقا که در شهر رباط برگزار مي‌شد رفتيم. البته حذف شديم و به توفيقي نرسيديم.

وقتي در بزرگسالان کشاورز بازي مي‌کردم، با تيم بانک تجارت بازي داشتيم. آقاي علي پروين به ورزشگاه امجديه آمده بود که بازي من را ديد. اتفاقا در آن مسابقه خيلي خوب بازي کردم. بعد از مسابقه آقاي پروين آمد و گفت اگر دوست داري بيا به پرسپوليس. من هم که از بچگي عاشق پرسپوليس بودم با کمال ميل قبول کردم. بنابراين اواخر سال 1370 به پرسپوليس رفتم. من هم تا سال 1381 در پرسپوليس بودم. البته اين وسط يک مقطعي به ترکيه رفتم و يک مقطعي هم به داليال چين.

رفتنم به ترکيه خيلي اتفاقي بود. در بازي‌هاي مقدماتي جام جهاني، منيجر تيم آنتاي ازمير ترکيه در تهران بود که بازي من را ديد. ما در هتل هما بوديم که او آمد پيشم. گفت ما شما را مي‌خواهيم. من هم که خوشحال شده بودم با آقاي امير عابديني مديرعامل باشگاه پرسپوليس صحبت کردم. رفتم به ترکيه و قرارداد را بستيم. مبلغ قراردادم 350 هزار مارک بود که البته 300 هزار مارک هم بايد به پرسپوليس داده مي‌شد. بنابراين باشگاه آنتاي ازمير ترکيه 650 هزار مارک براي من خرج کرد. همان موقع بيشترين پولي که در ايران به فوتباليست‌ها داده مي‌شد 18 ميليون تومان بود و من چندين برابر اين پول را در ترکيه به دست آورده بودم. البته زياد در تيم ترکيه‌اي نبودم. فقط 6 ماه در اين تيم بودم و در بقيه مواقع، براي انجام بازي‌هاي مقدماتي تيم ملي به تهران مي‌آمدم. اين موضوع براي مسئولان تيم آنتاي ازمير ترکيه خوشايند نبود چون آن‌ها هزينه‌اي کرده بودند و توقع داشتند من به صورت تمام وقت در اختيارشان باشم. اما من بيشتر به تهران مي‌آمدم تا در تيم ملي بازي کنم.

بعد قرار شد از اين تيم جدا بشوم. برگشتم به ايران اما باشگاه آنتاي ازمير، کارت آي‌تي‌سي من را صادر نمي‌کرد. چون بدون کارت آي‌تي‌سي نمي‌توانستم در هيچ تيمي بازي کنم، حدود دو سال از فوتبال دور ماندم تا سرانجام تيم ترکيه‌اي کارتم را صادر کرد. در آن مدت فقط با پرسپوليس تمرين مي‌کردم و اجازه بازي نداشتم. البته باشگاه آنتاي ازمير راضي بود که آي‌تي‌سي من را براي هر باشگاهي به جز باشگاه پرسپوليس بدهد اما من که فکر مي‌کردم آن‌ها به زودي دست از لجبازي برمي‌دارند، منتظر ماندم و حدود دو سال را از دست دادم. سرانجام باشگاه داليان چين به من پيشنهاد داد و باشگاه آنتاي ازمير هم بلافاصله آي‌تي‌سي من را صادر کرد. به صورت قرضي از طرف تيم آنتاي ازمير ترکيه به داليان چين رفتم. به داليان که رفتم، شرايط خوبي داشتم. اما با ناراحتي از داليان جدا شدم. دليل جدايي‌ام اصلا ربطي به مسائل فني فوتبال نداشت. 9 ماه از حضور من در تيم داليان چين مي‌گذشت که هنوز هيچ دريافتي از اين تيم نداشتم. به همين دليل خواستم از اين باشگاه جدا شوم.

رفتم دنبال شکايت و به کمک آقاي عابديني 400 هزار دلار گرفتيم و قرارداد را فسخ کرديم. قراردادم براي دو فصل، دو تا 550 هزار دلار بود که من نتوانستم بقيه اين پول را از باشگاه چيني بگيرم. حقم ضايع شد و دليلش هم اين بود که خواستم معرفت خرج کنم. اگر همان اول لوطي‌گري‌ام گل نمي‌کرد و از اين تيم شکايت مي‌کردم، مي‌توانستم حقم را بگيرم. ولي متاسفانه اين کار را نکردم. جالب بود که پول همه بازيکنان را داده بودند و فقط من بودم که پولم را نگرفته بودم. من تنها بازيکن ايراني هستم که سابقه بازي در ليگ دسته اول چين را دارد. البته آقاي حسن شيرمحمدي بازيکن قديمي پرسپوليس هم در ليگ دسته دوم چين بازي کرده است. در باشگاه داليان چين از نظر تغذيه مشکل داشتم. آن‌ها هر جانوري را که حرکت مي‌کند مي‌خورند. من هم سعي مي‌کردم غذاهايي را بخورم که با سبزي و گوشت درست شده بودند. وقتي از تيم چيني جدا شدم دوباره به پرسپوليس رفتم و تا سال 1381 در اين تيم ماندم. سال‌هاي 1382 و 1383 را در تيم پاسارگاد تهران بازي کردم. سال‌هاي 1384 و 1385 را هم در تيم پيکان بازي کردم. بعد هم فوتبال را کنار گذاشتم. بعد از اين‌که به فوتبال ترکيه رفتم تقريبا فوتبال من ديگر هيچ وقت ديده نشد. دليلش هم اين بود که بازي‌هايم در ترکيه ديده نمي‌شد و وقتي هم که به ايران آمدم، چون مجوز بازي نداشتم و از فوتبال دور ماندم، همه فکر مي‌کردند فوتبال من تمام شده است. وقتي هم که به چين رفتم دوباره بازي‌هايم ديده نمي‌شد و بعد که به ايران برگشتم ديگر سنم بالا رفته بود و با آن رضا شاهرودي که از چند سال قبل در ذهن مردم مانده بود فرق مي‌کردم.

در تيم ملي بدون احتساب بازي‌هايي که در جريان تمرين برگزار مي‌شود 50 مسابقه انجام داده‌ام. اين‌که مي‌گويم بدن احتساب بازي‌هاي تمرين، به اين دليل است که بعضي‌ها، مسابقه‌هاي دستگرمي را هم از بازي‌هاي ملي خود مي‌دانند. تازه آن موقع که من در تيم ملي بودم خيلي کم بازي تدارکاتي برگزار مي‌شد. مثل الان نبود که تعداد بازي‌هاي ملي بالا باشد. آن موقع به جاي اين‌که با تيم‌هاي ملي کشورهاي ديگر مسابقه بدهيم، در جريان تمرين با تيم‌هاي باشگاهي ليگ ايران مسابقه مي‌داديم. آن زمان به شکلي که الان اردو برگزار مي‌شود اردو نداشتيم. آن موقع اکثرا در خوابگاه مجموعه ورزشي انقلاب بوديم. آنجا مثل هتل نبود. هر اتاق 6 تا تخت داشت و بچه‌ها بيشتر با هم در ارتباط بودند. به همين دليل هم بود که رفاقت‌ها در تيم ملي زمان ما خيلي بيشتر از تيم ملي فعلي بود. من در تيم ملي 4 يا 5 تا گل زده‌ام.

يکي از بهترين خاطره‌هايم در تيم ملي براي زماني است که در مسابقه‌هاي انتخابي جام جهاني 1998 فرانسه به استراليا رفته بوديم تا با تيم ملي اين کشور مسابقه بدهيم. جالب بود که بچه‌هاي ما استرس نداشتند و قبول کرده بودند که استراليا تيم خيلي بهتري نسبت به ايران دارد. بي رودربايستي بگويم، فقط براي اين رفته بوديم که کمتر گل بخوريم. خدا هم کمک کرد و با نتيجه 2-2 رفتيم جام جهاني. يکي از عواملي که باعث شد ايران نبازد، همان تماشاگري بود که وارد زمين شد و تور دروازه را پاره کرد. چون استراليا داشت فشار مي‌آورد، وقتي او وارد زمين شد، فشار استراليا کم شد و ما توانستيم بازي خودمان را انجام دهيم. همين مسابقه آخرين بازي ملي من بود. اين از بدشانسي من بود که تا جام جهاني همراه تيم ملي بودم و وقتي نوبت به بازي در جام جهاني رسيد، مصدوم شدم. دقيقا يک روز قبل از بازي با يوگسلاوي در جام جهاني و در شرايطي که در ترکيب اصلي تيم بودم، مصدوم شدم و حضور در جام جهاني را از دست دادم.

وقتي از فوتبال خداحافظي کردم به کلاس‌هاي مربي‌گري رفتم. مدرک مربي‌گري A آسيا را هم دارم. دو سال در تيم داماش مربي‌گري کرده‌ام و يک سال هم در کوثر تهران. هر دو آن‌ها در ليگ يک فوتبال ايران بودند و من هم در هر دو تيم، مربي بوده‌ام نه سرمربي.
 

erotic stories images violent sex tolobel.com sex change stories
women looking to cheat link married men having affairs
medication discount coupons walgreens print coupon code pharmacy discount code
pharmacy direct coupon read pharmacy coupons for new prescriptions
walgreens printing coupons blogs.visendo.com coupon codes for walgreens photo
ارسال در: سه شنبه 2 فروردين ساعت 15:43 (1390/1/2)

اخبار مرتبط برای این خبر ثبت نشده است
تا نمایش کامل نظرات لطفا منتظر بمانید
نام شما: *
ایمیل: * (بدون www)مثلا :  Ali2020@gmail.com
نظر:
در صورت تایید پیام، مرا مطلع کن
دقت کنید که ایمیل وارد شده باید درست باشد
اگر پیامی در این خبر اضافه شد مرا مطلع کن