به ياد شفيعِ ورزش و مردم: کوچ يک صدا
شماره خبر : 148585
خوشبختي بزرگ زماني رخ مي نمود که برنامه هاي ورزشي آغاز مي شدند. يکشنبه شب ها و پنجشنبه عصرها و جمعه شب ها

به گزارش روزنامه نود دهه 60 و روزهاي خاکستري اش، شايد با تعاريف اين روزها، مشمول هيچ “يادش بخير”ي نشود اما براي ما که چشم مان به جهان پيرامون، در همان ايام  باز شد، زير چتر “ناچار” و “اجبار”، راهي نمي ماند جز اينکه لابلاي همان “هيچ” هاي متکثر، خاطره بسازيم و زندگي بيابيم.

 

روزهايي که از هر سه خانه، در يکي تلويزيون پيدا مي شد و عموما سياه و سفيد. که ساعت 4 بعد از ظهر روز جمعه فيلم ژاپني نشان مي داد و همه دريچه هاي موجود به دنياي ديگر، در نصف روز برنامه اش خلاصه مي شد که تازه نيمي از آن برنامه ها هم درباره جنگ بود و حاشيه هايش. روزگاري که يک ساعت برنامه کودک صبح جمعه هاي مرکز گيلان اوکازيون بود و کارتون هاي نايابش براي زندگي کم امکانات مان، آپشن محسوب مي شد.و درميان اين همه جنگ و از پس دو برنامه کودک و فيلمهاي مات و تيره، خوشبختي بزرگ زماني رخ مي نمود که برنامه هاي ورزشي آغاز مي شدند. يکشنبه شب ها و پنجشنبه عصرها و جمعه شب ها. ما بوديم و بهرام شفيع و احمد ارمنده و عباس جارالهي…

 

شفيع و برنامه اش، درهاي زيادي رو به چشم هاي تشنه ما بچه هاي نيمه 50 تا اوايل 60 گشود. برنامه اش با همه دکورهاي دلگير و بي خلاقيتش، رنگ داشت. چيزي که شايد جز برنامه هاي کودک، در کمتر برنامه تلويزيوني ديگري مي ديدي.براي خودش “ديدنيها” يي بود. تو را به تماشاي توني شوماخر و کارل هاينس رومنيگه مي برد. با يان راش آشنا مي کرد. اعجاز سرگئي بوبکا را نشانت مي داد، سرگئي بلاگلازوف را بر دستان عسگري محمديان، طلايي تر مي نمود. از نائوم شالامانوف تا نعيم سليمان اوغلو را برايت روايت مي کرد و از همه مهمتر فوتبال نشانت مي داد.

 

آن روزها همه چيز دروني تر بود. عشق، رفاقت، دشمني، زندگي… حتي گزارش فوتبال شفيع هم تعهدي بيشتر به درون ميدان داشت تا رخدادهاي بيروني. اين شد که ماندگارترين جملات بهرام شفيع لابلاي گزارش هايش، هيچ گاه از داخل زمين پا به بيرون نگذاشت.اين بود که حتي اگر از يار گيري من تو من ياد مي کرد، بسياراني من را ضمير اول شخص مفرد مي فهميدند و نه به معناي “نفر”.

 

ورزش و مردم با بهرام شفيع معنا گرفت، باليد و افول کرد. و شفيع در هر مرحله با او همراه بود. اين اواخر و به ويژه پس از تصدي پست رياست فدراسيون هاکي، ديگر آن برنامه ساز سابق نبود.اما بهرام شفيع با برنامه هاي دهه هاي 60 و 70 شناخته مي شد و چهره جوان و خوش بيان و برنامه جذابش، خاطره ساز کودکي هاي ما بود.

 

طعنه آميز است که پس از سه دوبلور نامدار، يکبار ديگر کسي از ميان مان رفت که طنين صدايش روي گزارش هاي فوتبال، کم از آن بزرگواران، ماندگار نبود.

 

يک صداي ديگر کوچ کرد و بخش مهمي از خاطرات ما بچه هاي فوتبال دوست دهه 60 را با خود برد. حالا شايد از دنيايي ديگر موج يادنامه هايي را که برايش نوشته مي شود مي خواند و مانند پايان گزارش هايش، از همه عوامل تشکر مي کند از واحد سيار، واحد مونيتورينگ، امپکس و نودال…

ارسال در: چهارشنبه 18 مهر ساعت 14:45 (1397/7/18)

اخبار مرتبط برای این خبر ثبت نشده است
تا نمایش کامل نظرات لطفا منتظر بمانید
نام شما: *
ایمیل: * (بدون www)مثلا :  Ali2020@gmail.com
نظر:
در صورت تایید پیام، مرا مطلع کن
دقت کنید که ایمیل وارد شده باید درست باشد
اگر پیامی در این خبر اضافه شد مرا مطلع کن