اگر آن روز با مسعود شجاعي برخورد مي‌شد...
شماره خبر : 138945
دو بازيکن تيم ملي برابر تيمي به ميدان رفتند که نظام جمهوري اسلامي ايران آن را به رسميت نمي‌شناسد و حال اين سؤال مطرح مي‌شود که چرا سال گذشته با شجاعي برخوردي صورت نگرفت تا حداقل مشخص شود که رفتارهاي آنها زير ذره‌بين است.

اقدام دو بازيکن تيم ملي فوتبال ايران در رويارويي با نماينده رژيم اشغالگر قدس کاري عجيب بود. در حالي که جمهوري اسلامي ايران، اسرائيل را به رسميت نمي‌شناسد مسعود شجاعي و احسان حاج‌صفي در ترکيب اصلي تيم پانيونيوس برابر مکابي به ميدان رفتند و در آخر بازنده ميدان را ترک کردند؛ هم نتيجه را باختند و هم اصول و ارزش‌هاي نظام را ناديده گرفتند.

ورزشکاران رشته‌هاي مختلف ايران از رويارويي با نمايندگان رژيم اشغالگر قدس خودداري مي‌کنند حتي در مسابقاتي مهم از جمله المپيک قيد طلاي اين رويداد را به دليل احترام به ارزش‌هاي نظام جمهوري اسلامي مي‌زنند آن هم با دشواري‌هايي که در راه آماده‌سازي متحمل مي‌شوند و سال‌ها زحمت مي‌کشند. با اين حال دو بازيکن تيم ملي اگر چه به سرزمين‌هاي اشغالي سفر نکردند اما در يونان برابر مکابي قرار گرفتند. پس از اين ماجرا فدراسيون فوتبال و وزارت ورزش بيانيه دادند و اين اتفاق را محکوم کردند اما در اين ميان نکاتي وجود دارد که بايد به آنها توجه کرد.

1- با توجه به تلاش پانيونيوس براي حضور در ليگ اروپا، شجاعي و حاج‌صفي مي‌توانستند بندي در قراردادشان بگنجانند مبني بر اينکه در صورت رويارويي با نمايندگان رژيم اشغالگر قدس برابر اين تيم‌ها به ميدان نمي‌روند. اين کار نشدني نيست و معمولا در قرارداد بازيکنان چنين بندهايي قرار مي‌گيرد. اصولاً بندهايي که در قراردادها گنجانده مي‌شود، توافقي است و به همين دليل امکان درج چنين بندي در قرارداد وجود داشت همانگونه که باشگاه‌هاي بزرگ دنيا برخي اوقات در قراردادها قيد مي‌کنند که يک بازيکن در صورت انتقال به تيمي ديگر حق بازي برابر اين تيم را ندارد. بازيکناني که براي دريافت پولشان ذره‌اي عقب‌نشيني نمي‌کنند و چانه‌زني مي‌کنند حتماً مي‌توانستند در اين باره هم کاري انجام دهند يا حداقل در اين باره تلاش مي‌کردند.

2- مسعود شجاعي چند وقت پيش مصاحبه‌اي با يک خبرنگار ايراني شاغل در خارج از کشور انجام داد و در آن صحبت‌هاي تندي عليه فوتبال ايران بر زبان آورد. اينکه حرف‌هاي او درست بود يا نه يک بحث است اما صحبت اصلي اين است که چرا چنين حرف‌هايي بايد به يک خبرنگار که چند سال پيش از ايران رفته، زده شود. اگر نيت شجاعي خيرخواهي بوده چرا بايد در خارج از مرزها و در گفت‌وگو با خبرنگاري که در رسانه‌هايي فعاليت مي‌کند که با کشورمان عناد دارد، بر زبان آورده شود؟

پس از اين مصاحبه فدراسيون فوتبال اعلام کرد که شجاعي به محض حضور در ايران بايد در کميته اخلاق حضور يابد اما اين اتفاق رخ نداد يا اگر هم رخ داد خبري در اين باره منتشر نشد. اگر شجاعي در کميته اخلاق حاضر شده بود حداقل بايد خبري مبني بر تذکر، توبيخ يا جريمه او منتشر مي‌شد اما اينگونه نبود. شايد اگر کميته اخلاق فدراسيون فوتبال آن موقع به صورت جدي برخورد مي‌کرد شجاعي و البته ساير بازيکنان مي‌دانستند که چشم‌هايي هست که آنها را زير ذره‌بين بگيرند. بگذريم از اينکه او و چند بازيکن ديگر پس از انتخابات سال 88 در بازي با کره‌جنوبي چه رفتاري نشان دادند و کسي هم کاري به آنها نداشت.

به هر حال وقتي برخوردي صورت نگيرد اتفاقات بدتر از اين هم رخ مي‌دهد و شايد اگر کميته اخلاق و فدراسيون فوتبال زماني که شجاعي آن حرف‌ها را زد برخورد مي‌کردند امروز کمتر شاهد اين اتفاقات بوديم.

شجاعي و حاج صفي روز گذشته با مچ‌بند منتقش به پرچم ايران در بازي حضور يافتند در ديداري که حريف آن تيمي بود که نظام جمهوري اسلامي ايران آن را به رسميت نمي‌شناسد. کاش به جاي مچ، در دلشان ايران را آنقدر دوست مي‌داشتند که لااقل براي نرفتن به ميدان کاري مي‌کردند. کاري که عليرضا جهانبخش سال گذشته انجام داد و با پيراهن آلکمار مقابل مکابي حاضر نشد، حتي در هلند و البته پيش‌تر از او وحيد هاشميان و اشکان دژاگه. حداقل انتظار اين بود که شجاعي و حاج‌صفي در صحبت با مسئولان باشگاه خود آنها را متقاعد مي‌کردند، همانگونه که متقاعد کردند که به سرزمين‌هاي اشغالي سفر نکنند. اصولاً هيچ چيزي غيرممکن نيست البته اگر دل آدم آن را بخواهد.

ارسال در:
اخبار مرتبط برای این خبر ثبت نشده است
تا نمایش کامل نظرات لطفا منتظر بمانید
نام شما: *
ایمیل: * (بدون www)مثلا :  Ali2020@gmail.com
نظر:
در صورت تایید پیام، مرا مطلع کن
دقت کنید که ایمیل وارد شده باید درست باشد
اگر پیامی در این خبر اضافه شد مرا مطلع کن